تقسیم عادلانه مسئولیت در خانواده

 
 
 

       
   
 
 

یك از افراد خانواده باید به درستی محدوده وظایف، اختیارات و محدوده عملكرد خود را بشناسند. اگر غیر از این باشد، تداخل به وجود می آید و تداخل یعنی واگذاشتن قسمتی از وظایف خود بر عهده دیگران و یا برعكس و این یعنی ناعدالتی و ناعدالتی می تواند احساس سرخوردگی و آرام آرام آشفتگی را در خانه و خانواده گسترش دهد.

http://www.aftab.ir/images/news/break.gif

   
 
 
   

یكی از مباحث بسیار با ارزش و قابل طرح در كانون خانواده موضوع عدالت است. آیا شما عمیقاً به این باور رسیده اید كه در فضای خانوادگی تان عدالت برقرار است شما به عنوان مرد و یا زن چه وظایفی را بر عهده دارید فرزندان چه نقش هایی را باید ایفا كنند و مهم تر این كه آیا همه شما در مجموعه ای به نام خانه و خانواده به وظایف خود عمل می كنید و یا این كه بخشی از وظایف دیگر اعضا را هم بر عهده گرفته اید یك شهروند تهرانی در این باره می گوید: هر یك از افراد خانواده باید به درستی محدوده وظایف، اختیارات و محدوده عملكرد خود را بشناسند. اگر غیر از این باشد، تداخل به وجود می آید و تداخل یعنی واگذاشتن قسمتی از وظایف خود بر عهده دیگران و یا برعكس و این یعنی ناعدالتی و ناعدالتی می تواند احساس سرخوردگی و آرام آرام آشفتگی را در خانه و خانواده گسترش دهد.
البته هر آفتی درجاتی دارد و احساس ناعدالتی در خانه هم می تواند گاه به شكلی خفیف و گاه بسیار پررنگ و خطرناك ظاهر شود. این شهروند- كارمند آموزش و پرورش - در مورد خانواده خود می گوید: من به عنوان مرد خانه وظیفه دارم بیرون از منزل كار كنم و مسائل اقتصادی را سامان دهم. البته این گفته من منافاتی با كار خانم ها در خارج از منزل ندارد، درواقع قرار بین من و همسرم این طور بوده بعلاوه من به عنوان پدر و همسر هم وظایفی دارم كه باید آن ها را بشناسم و عمل كنم بگذریم از برخی كارهای مردانه در منزل كه باز وظیفه ای مردانه است. حال خارج از وظیفه امكان دارد در كار منزل كه وظیفه همسرم است به ایشان كمك كنم كه تا اینجا هیچ اشكالی ندارد اما اگر همین كمك تبدیل به وظیفه مضاعف شود درواقع مسئله عدالت در مدیریت خانواده زیر سؤال رفته است.
برخی افراد در مقابل بی مهری هایی كه اعضای خانواده در حق آن ها دارند سكوت می كنند و تنها به خودخوری روی می آورند و احساس نارضایتی شان را بروز نمی دهند و شاید این رویكرد خطرناك تر باشد، چرا كه به مرور موجب بروز ناراحتی های روحی، روانی و حتی جسمی خواهد شد، اما برخی دیگر واكنش سریع نشان داده و احتمالاً دعوا و نزاع خانگی را به خودخوری های طولانی مدت ترجیح دهند.
برخی از كارشناسان معتقدند تعریف وظیفه در خانواده علاوه بر آنچه كه قانون و عرف تعیین كرده تا حدودی نیز می تواند متكی بر توافق و ایثار متقابل باشد كه البته این موضوع بسته به شرایط خانواده قابل تغییر است، محمد علی قائمی، كارشناس مسائل اجتماعی در این باره می گوید: خانواده یك جامعه كوچك است با این تفاوت كه مناسبات میان افراد در خانواده عمیق تر و انسانی تر است. در جامعه هم گاه مشكلاتی بروز می كند كه نهادهای اجتماعی برای رفع آن تصمیمات تازه ای اتخاذ می كنند و خانواده هم از این قاعده مستثنا نیست، گاه ممكن است شرایط جدیدی در خانه بروز كند كه افراد مجبور شوند از نو وظایف خود را مورد بررسی قرار دهند و یك بار دیگر آن را تعریف كنند. اصلاً خانواده به چنین بحث های جدی نیاز دارد چون موجب جلوگیری از بروز مشكلات بعدی خواهد شد.
به طور مثال خانواده ای را در نظر بگیرید كه تاكنون پدر آن خانواده بیرون از منزل كار می كرده، فرزندان درس می خوانده اند و مادر هم به امور خانه رسیدگی می كرده است، اما به یكباره مناسبات تغییر می كند. حالا قرار است مادر هم چند ساعت از روز بیرون از منزل كار كند، یكی از فرزندان به خدمت سربازی رفته و پدر هم بیمار است. خب در این شرایط جدید نباید هر كسی فكر كند كه هر كاری دلش می خواهد به نفع خودش انجام بدهد، حتی اگر نیت ها خیر باشد، بلكه باید افراد دور هم جمع شوند و به شكلی جمعی وظایف جدید را تعریف كنند.
وی در ادامه می گوید: بسیاری از مشكلات خانواده های ما از آنجایی ناشی می شود كه دور هم جمع نمی شوند و در مورد وظایف و نوع ارتباطشان با هم حرف نمی زنند. گاه از سر دلسوزی كودكانمان را از انجام وظایف منع می كنیم، مثلاً اتاقش را مرتب می كنیم، كیف مدرسه اش را جمع و جور می كنیم و.// به این بهانه كه حواسش جمع باشد و درس بخواند غافل از این كه ناخودآگاه داریم در خانه خود ناعدالتی را پرورش می دهیم. آن كودك وقتی بزرگ شد، وظایف خودش را هم نخواهد شناخت و به دیگران ظلم خواهد كرد.
ایثار و عدالت
افراد در چارچوب خانواده هر لحظه این توانایی را در خود احساس می كنند كه ساده ترین رفتارها را تا حد ایثاری ژرف و عمیق بروز دهند به این شرط كه احساس كنند هیچ ظلمی در كار نیست، اگر چه آن ها فراتر از وظایف خود عمل كرده باشند. یك شهروند تهرانی می گوید: من بچه بودم و خانواده ما در شهرستان زندگی می كرد. برادر بزرگم تنها نان آور خانواده بود، پدرم هم نابینا بود و هم آنقدر پیر و فرتوت شده بود كه حتی نمی توانست راه برود. من درس می خواندم و مادرم هم از نظر سلامت جسمانی وضعیت خوبی نداشت.
برادر بزرگم آن زمان تازه ازدواج كرده بود و عملاً با خانواده اش جدا از ما زندگی می كردند، البته در یك كوچه و اصلاً برادرم به این دلیل كه به ما نزدیك باشد تغییر محل نمی داد. حالا كه به آن روزها فكر می كنم، می بینم اگر من جای برادرم بودم به هیچ وجه نمی توانستم آن طور رفتاری را از خود نشان دهم. به عنوان مثال برادرم هر چند روز یك بار می آمد و پدرم را كول می كرد تا به حمام ببرد، آن وقت ها تقریباً هیچ كس در محله ما حمام نداشت و همه به حمام عمومی می رفتند و این مسیر طولانی را برادرم در حالی كه پدرم را كول كرده بود، طی می كرد و برمی گشت.
هر وقت پدرم مریض احوال می شد باز او را كول می كرد و به دكتر می برد. من كه بچه بودم خجالت می كشیدم حتی گاهی همسن و سال هایم به من متلك می گفتند. از او می پرسیم از كجا معلوم این طور ایثار و از خودگذشتگی موجب بروز مشكلاتی در خانواده خود برادرتان نشده باشد و ایشان توضیح می دهند: پیش از ازدواج، برادرم تمام شرایطش را به همسرش گفته بود و ایشان هم پذیرفته بود. بنابراین فكر نمی كنم ظلمی شده باشد، به علاوه این كه همسر برادرم هم در نوع خود انسان فداكاری بود و هست. او هم هیچ وقت محبت خودش را از مادرم دریغ نمی كرد. این را هم بگویم كه ما فقط یك خواهر داریم كه همان اوایل ازدواج شهرستان را ترك كرد و همسر برادرم به خوبی این كمبود را برای ما جبران كرد.
وقتی از ایثار و فداكاری حرف می زنیم در واقع از مفاهیمی می گوییم كه فراتر از وظایف و حتی گاه از دید ناظران فراتر از ظرفیت های وجودی ما است، اما رشد و نمود عینی این مفهوم بزرگ و متعالی در نهاد خانواده از بسیاری از نارسایی های اخلاقی جلوگیری خواهد كرد. فرد حتی گاه موقعیت هایی را به دلیل پایبندی بر ایثار خود از دست می دهد، اما به زودی پاداش آن را خواهد دید.
چنانچه شهروندی كه از او یاد كردیم در مورد برادرش می گوید: وقتی خانواده برادرم در شهرستان زندگی می كردند چند پیشنهاد كاری خوب به ایشان شد. پیشنهادهایی كه در همان اوایل زندگی می توانست وضعیت اقتصادی اش را بهتر كند، واقعاً عرض می كنم رؤیایی اما باور نمی كنید فقط به دلیل فضای خاص حاكم بر خانه ما و وضعیت خاص پدر و مادرم نپذیرفت. بعد از آن هم حتی یك بار نشنیدم كه گلایه كند و یا افسوس آن موقعیت را بخورد. شاید اگر آن پیشنهادها به خود من می شد قبول می كردم و احتمالاً دلیل هم می آوردم كه وضعم خوب بشود بهتر می توانم به پدرم و مادرم خدمت كنم، اما برادرم به امید این كه بعد چه و چه خواهد شد، راضی نشد حتی چند روز ما را به حال خودمان رها كند.
بنابراین تفاوت ظلم یعنی خواسته ناحق و ایثار كاملاً روشن است و ناگفته پیدا است كه ظلم حتی به شكل ناآگاهانه آن در خانواده چه اثرات مخربی را در روح افراد و آینده زندگی اجتماعی آن ها رقم خواهد زد، در این میان نوع تربیت فرزندان براساس عدل نیز بسیار حایز اهمیت خواهد بود.
بر این پایه احساس رضایت یك نتیجه است؛ نتیجه ای كه براساس نوع مناسبات افراد خانواده، خلقیات، تفكر و شكل تربیت آن ها به وجود می آید و همان گونه كه عنوان شد، احساس عمیق برقراری عدل در فضای خانه و نیز ایثار و از خودگذشتگی شاخصه های پررنگی هستند كه می توانند منجر به حس رضامندی شوند. شما احساس رضامندی را نتیجه وجود چه مؤلفه ها و پیش زمینه هایی می دانید به عبارت دیگر حس رضایت خود از زندگی خانوادگی را چگونه تعریف می كنید كار، پول، همسر ایده آل، فرزندان حرف شنو، منزل شخصی، همسایه خوب، ماشین و یا... هر یك از این موارد ممكن است در ذهن شما رنگ تندتری داشته باشد اما آنچه كه نباید فراموشش كرد، تعریف وظایف، برقراری عدالت و در عین حال پرورش روحیه ایثار است، فرایندی كه شما را سرشار از حس رضایت خواهد كرد.

علی حسینی