پروژه های ملی

گروه اینترنتی قلب من
 

 

 داکترنجیب الله مسیر

آنانی که  درجامعه چند فرهنگی زندگی می کنند و سیاست را ابزاری درست برای زندگی درفضای صلح، آرامش خاطرورفاه میدانند، باید به همگرایی ملی وکثرتگرایی فرهنگی - سیاسی تن دردهند. آنان برای قوم، قبیله، طایفه وسرانجام برای بقای خود وخانواده خویش ازته دل به این اصل زرین باورمندشوندکه: یگانگی ملی درپذیرش چندگانگی تباری و باور نهفت است؛ همگرایی ملی یک روند سیاسی است؛ پایان ندارد وبررعایت منافع ووفاق گروه های چندگانه استواراست؛ به قول معروف" بیا ازهم جدا شویم تا باهم بپیوندیم".

زمانیکه درکشورما، یکپارچگی جامعه براساس باورهای دینی برهم خورد وحاکمیت سیاسی نتوانست به اراده ملت ومشارکت مردم شکل بگیرد(پس ازسال 1919)، دولت سازی یا ساختمان یگانه نهاد سیاسی جامعه برمحور " قبایل دولت ساز" آغازگردید وتلاش اقوام و گروه های فرهنگی دیگر برای  ساختمان ملت یگانه سیاسی نافرجام ماند.

دولت سازی وملت سازی درمقام یک پروژه با ویژه گی ایکه دربالا یادشد تا امروز بدون دستاورد ادامه دارد؛ دولتی که ازپشتیبانی همه برخودرارباشد ساخته نشد وملتی که همه باشندگان کشوراعضای برابرحقوق آن باشد شکل نگرفت؛ پروژه ملت تک تباررا مردم مردود دانست وملت سیاسی مورد تایید دولتمردان افغانستان قرارنگرفت. 

اوضاع سیاسی سیاسی جهان

 گروه های اتنیکی دردوره های نووپسین، با واقعیت جهان تقسیم شده به دولت ها وملت ها روبرو گردیده اند. نقشه سیاسی جهان هرچه بیشتربا آمپراطوری های چند ملتی درحال وداع بوده ودربرابرآن دولت های ملی را درآغوش میکشد؛ اراده مردم (ملت) بنیاد مشروعیت حاکمیت سیاسی پنداشته شده ودگر تاج وتخت هدیه خداوندی دانسته نمی شود.

گروه های اتنیکی باید به این پرسش زمانه پاسخ بگویند که جایگاه سیاسی خود را در جهان نوچگونه بازشناختی میکنند؟ آمپراطوری ها میتوانند به سیاست "ناسیونالیزم رسمی" روی بیاورند، به بیان دیگربخت آمازمایی بکنند تا اقلیت ها را ببلعند ودرزبان و فرهنگ خود استحاله نمایند. مردمانی که اقلیت اند وتا هنوزهویت سیاسی نداشته وگرفتارموج مدرن سازی سیاسی شده اند، باید ازدوراه یکی آنرا برگزینند: یا با مردمی که خودرا مدرن ساخته اند ودولتی دارند، بپیوندند وبا این سرنوشت که زبان شان تنها درسطح کوچه وبازارکاربرد داشته باشد و نام و نشان ملت دولت سازرا با افتخار ازخود بدانند ویا اینکه هویت سیاسی فرهنگی خودرا تثبیت وساختارمناسب سیاسی ای را که ازین هویت پاسداری بکند، برپا نمایند.  

مشکل عملی درین است که تاریخ مواد تیاررا برای ملت های زیرساختمان تولید نمیکند: تنوع گروه های اتینکی به لحاف قراغی( گل بری ) ای میماند که ازپارچه های زبان ها، فرهنگ ها و سنن سیاسی ساخته شده وباید بربنیاد مررزهایی که دولت های ملی را ازهم جدا مینمایند، برش شود. اینست که وظیفه برش را نخبگان ملی یا ملی گرایان ازتکه ها وپارچه های اتنیکی، بگردن میگیرند؛ بی گمان همین برش را پروژه ملی یاد میکنند.

گیا هودیا سیاست شناس نامدارپروژه ملی را اینگونه بیان میکند:  پروژه ملی ساختمان آرمانی(ایدیال) ایست که،کم ازکم، دربرگیرنده پرسش هایی ازین دست میباشد:

1)    ما کی هستیم ؛ به بیان دیگر، ما چگونه "ما"ی ملی خود را تعیین میکنیم؛

2)    "سرزمین ما" کدام است؛ به بیان دیگر، ما چگونه مرزهای خانه ملی خود را تعیین میکنیم؛

3)  ما مستحق کدام مقام(ستاتوس) سیاسی هستیم( آیا تنها آزادی کامل را میپذیریم یا به کدام حالت عاجزانه دیگر بسنده میکنیم؛

4)  ما کی نیستیم؛ به بیان دیگر، هویت خود را درکنارکی وبا کدام درخشندگی تعیین میکنیم، به بیان دیگر، اگرما استحاله را بپذیریم به کی تبدیل خواهیم شد؟

5)  دشمن اساسی ما کیست ؟ ( این دشمن ممکن همان گروهی باشد که با استحاله تهدید میکند) وکی ها دشمنان باقی مانده اند(عادتآ آنها متحدین ویاران پنهانی همان دشمن اساسی میباشند)؛

6)    کی ها دوستان واقارب ما هستند دوستان طبیعی ویا ازروی زمانه؛

7)    سمتگیری تمدنی ما کدام است ما مربوط به کدام تمدن هستیم( غربی، شرق میانه، لاتینی و...)؛

8)  کدام گونه ای ازساختار سیاسی واقتصادی را میخواهیم داشته باشیم، درسده بیست ویک یگانه گزینش همان دموکراسی بازار است، ولی درواقعیت امرگزینه ی دیگری هم وجود دارد وشاید هم وابسته به پاسخ به پرسش پیشین(قبلی ) باشد: به گونه مثال، سمتگیری بسوی غرب تکانه قوی بسوی گزینش دموکراسی نسبت به وابستگی های دیگرمیباشد.

دردنیای آرمانی ناسیونالیزم تخیلی هرملت پروژه ی ملی خود را دردولت ملی خود برطبق عدالت تاریخی( اندیشه ای که به روایت تاریخ عادلانه باشد) به ثمرمیرساند؛ ولی درواقعیت زندگی پروژه های ملی بیشترینه درارتباط با همسایگان محقق میگردد: مردم باهم آمیخته اند، وصیتنامه هایی که تاریخ برای بازماندگانش ترتیب کرده است صریح ویگانه نمیباشد، هیچ محکی برای اینکه به روشنی حکم صادرشود، که کی مستحق چیست وجود ندارد. ازهمین روست که برمبنای تضاد میان پروژه های ملی، درگیری، ستیز وجنگ براه می افتد.

 

 


 
گروه اینترنتی قلب من