نگاهی به اندیشه‌ی سیاسی زکریای رازی

 وهومن

 

 تا کنون در این تارنما ایده های تجربه گرایانه متفکرینی چون "فرانسیس بیکن" , "گالیله" و "جان لاک" مورد بررسی قرار گرفته اند. به هر روی چنانکه پیش از این هم گفته شد این هرگز بدان معنی نیست که آغاز اندیشه تجربه گرایانه مثلا از فرانسیس بیکن پا میگیرد. در نوشتار نخست گفتیم که گونه ای از تجربه گرایی را میتوان سالها پیش از فرانسیس بیکن و در نزد اندیشمند آریانا باستان، ایران و خراسان  "پورسینا" یافت. ولی حقیقت ان است که حتا پیش از او نیز تجربه گرایی در نزد اندیشمنددیگر این خطئه  یعنی "محمد ابن زکریای رازی" به گونه ای نیرومند یافت میشود. در این نوشتار سعی خواهم کرد تا آنجا که میشود اساس اندیشه و فلسفه رازی را بیاورم و نشان دهم که او حتا بسی بیش از بیکن در این حیطه پیش رفته بود

چکیده ای از زندگینامه:

رازی در سال ۸۶۵ میلادی زاده شد. نام او رازی از نام شهر "ری" که زادگاهش بود گرفته شده است. "رازی" یعنی کسی که اهل شهر ری میباشد. ( در زبان اوستایی نام این شهر رگا تلفظ میشود). گفته میشود که در دوران جوانی نوازنده عود و خواننده بوده است ولی به زودی علایقش از موسیقی به شیمی کشانده شده است ولی بنا بر گفته بیرونی در سن ۳۰ سالگی از پژوهش در شیمی باز ایستاد چرا که آزمایشهای شیمیایی باعث بروز بیماری چشم در او شده بود. بیرونی و بیهقی روایت میگنند که همین عارضه چشمی او را به سوی مطالعه دانش پزشکی کشاند. استاد او "علی ابن ربان تبری" نیز خود پزشک و فیلسوفی حازق بود از اهالی مرو بود. رازی پزشکی و فلسفه را نزد همین علی ابن ربان آموخت. گفته میشود که گویا پدر رازی نیز کششی به سوی فلسفه این علی ابن ربان تبری داشته است و بدینگونه علاقه محمد به فلسفه با توجه به علایق استادش مایه شگفتی نیست.

باری رازی در نخستین سفرش به بغداد که بیگمان پس از ۳۰ سالگی انجام داد در نزد "علی ابن سهل" پزشک مشهور که در مکتب پزشکی مشهور "تبرستان" یا "هیرکانی" طبابت میکرد به آموزشهای پزشکی مشغول شد. او چنان علاقه ای در پرشکی از خود بروز داد که در کوتاه زمانی گوی سبقت را از استاد خود در ربود. رازی سپس در دوره فرمانداری منصور ابن اسحاق بر ری سمت مدیری بیمارستان ری را پذیرفت. در دوره خلافت "المکتفی" رازي از ری به بغداد کوچید و در بغداد نیز به ریاست بیمارستانی برگزیده شد. پس از مرگ المکتفی رازی دوباره به ری باز گشت و در آنجا چنانکه ابن ندیم در الفهرست میگوید شاگردان بسیاری گرد خود جمع آورد. شیوه رازی چنین بوده است که هنگامی که کسی با پرسشی علمی نزد او میامد پرسش او به "حلقه نخست" از دانشجویان او رجوع داده میشد اگر آنان پاسخ را میدانستند که هیچ وگرنه پرسش به حلقه دوم راه میافت و همینطور تا حقه آخر و اگر هچنان تا حلقه آخر هیچکس پاسخ را نمیدانست دست آخر خود رازی پاسخ پرسش را میداد.

تجربه گرایی رازی, متافیزیک او  و تاثیر از آیینهای کهن ایرانی:

رازی از نخستین کسانی است که سالها پیش از فرانسیس بیکن بر اهمیت آزمایش و تجربه در دستیابی به حقیقت پا فشاری کرد و خود نیز آزمایشهای فراوانی هم در پزشکی و هم در شیمی انجام داد. مورخین پزشکی خاطر نشان کرده اند که او بیش از ۳۳ آزمایش بسیار مهم در پزشکی انجام داده است و "دیدرو " در دایره المعارفش او را نماینده تمام عیار اندیشه طبیعی یونان میداند.

رازی برای ما میگوید که چگونه انسان با به کار بردن روش تجربه و مشاهده, بسیاری از روشهای درمانی را از حیوانات فراگرفت. او نمونه میاورد که : هنگامیکه جوجه های پرستو یرقان میگیرند او سنگ سفیدی را که خود آنرا میشناسد میاورد و در زیر علفهای لانه پنهان میکند تا جوجه هایش بهبود یابند. سپس انسان این سنگ را از لانه پرستو به دست آورد و کسانی که یرقان داشته باشند این سنگ را به گردنشان میاویزند تا درمان گردند.

 دستاوردهای رازی در آزمایشهای شیمی از اهمیت بسیاری در تاریخ دانش شیمی برخوردار هستند.در آثار رازی برای نخستین بار مطالعه دقیق و سیستماتیک موادواکنشهای شیمیایی و ابزارهای آزمایشیرا میابیم که تا زمان او و سالها پس از او همچنان بی نظیرند.

رازی نخستین کسی است که شرحی جامع و علمی از بیماریهای "سرخک" و "آبله" در آثارش ارائه داد و علت بروز آبله را عامل مخمر ااز راه خون معرفی کرده است. شرحی که هنوز پس از سالیان دراز در آثار غربیان پا برجاست. در دانشنامه بریتانیکا آمده است:

"نخستین توصیف قابل استناد و اعتماد (از بیماری آبله) در آثار دانشمند ایرانی سده ۹ رازی یافت میشود که آثار آنرا به روشنی توضیح میدهد آسیب شناسی آنرا بر اساس نظریه تخمیر بیان میدارد و درمانهایی نیز برایش میاورد."

رازی کتب بسیاری در باره دانش پزشکی نوشته است شماره کتابهای او را ابن ندیم ۱۶۷ و ابوریحان بیرونی ۱۸۴ نگاشته اند. با اینکه در زمان رازی تشریح لاشه انسان را خلاف مذهب و حرام میدانستند و بیشتر آزمایشها روی لاشه میمون انجام میشد رازی در کتاب خود "الکناش المنصوری" از تشریح عضلات استخوانها , مغز , قلب و غیره سخن گفته است. این کتاب در ۱۰ مقاله نوشته شده است و موضوعات گوناگونی از تشریح بدن انسان گرفته تا فیزیولوژی و خواص داروها و بیماری شناسی و بررسی زهر ها را در بر گرفته است. این کتاب سالهای بسیار در اروپا تدریس میشده است.

رازی همچنین به نقش تغذیه در سلامت انسان پی برده بود و کتابی در دانش تغذیه نگاشت به نام "منافع التغذیه و مضارها" که مطالبی گوناگون در علم تغذیه از خواص حبوبات گرفته تا آبها و پرهیزهای غذایی را در بر گرفته است.

اکتشافات دیگر او نیز بی نظیرند و حاصل مستقیم آزمایشهای او میباشند , از آن جمله اند:

کشف الکل (اتانول) , به دست آوردن اسید سولفوریک و اسید کلریدریک (با استفاده از تاثیر آب آهک بر نوش دارو) , تهیه استات مس که با ان زخمها را میشست, تهیه مرگ موش بوسیله سوزاندن زرنیخ.

همچنین رازی نخستین کسیست که از الکل به گونه ای فعال در مصارف پزشکی بهره برده است.   

با اين كه رازي در زمينه هاي گوناگوني از دانش زمان خود صاحبنظر بود شايد عجيب باشد كه هيچ تمايلي به "رياضيات" نداشته است. شايد اين نبود گرايش به رياضي مانند فرانسيس بيكن ناشي از ديد تجربه گرايانه او باشد.در نوشتار چهارم از نوشتارهاي "از تجربه گرايي تا جامعه باز" خوانديم كه بيكن رياضيات را از اين حيث كه زمينه تجربي و مشاهده اي ندارد و بيشتر استدلال قياسي است و نه استقرايي خوار ميداشت و ميپنداشت كه دانش تجربي بسيار ارزشمند تر از دانش رياضيست. محتمل است كه رازي هم چنين نظري داشته است و علوم تجربي مانند پزشكي وشيمي را ارزشمند تر از رياضي ميدانسته است و به همين دليل به سراغ آن نرفته است.

 

از نقطه نظر فلسفی رازی را باید از ماده گرایان مکانیستی به شمار آورد. نظریات فلسفی او با اندیشه های افلاطونی-ارسطویی همعصرش چندان همخوانی نداشت. و گویا او بیشتر به سقراط و افلاطون گرایش داشته و نیز- چنانکه خواهیم دیدبسیار از اندیشه های کهن ایرانی و همچنین مانوی تاثیر برگرفته است. رازی جهان را مرکب از ۵  چیز قدیم میدانست( قدیم یعنی ازلی, یعنی از هنگامیکه جهان بوده این پنج چیز بوده اند) و معتقد بود اینها دارای اجزا بسیط و با بعد هستند. رازی در كتاب "فی المده فی الزمان و فی الخلاء و الملاء و هی المكان" میگوید: عقل نمی پذیرد كه ماده و مكان آن، ناگهان -بدون اینكه سابقا ماده یا مكان موجود باشد، بوجود آید چون همیشه هر چیز از چیز دیگری بوجود می اید و ابداع (خلق) محال است .

اين ۵ چیز قدیم عبارتند از :
1. آفريدگار
2. ماده (هیولی) نخستين (ماده مطلق)
3.نفس کلی 
4. زمان مطلق
5.
مكان مطلق

  اعتقاد به این قدما پنجگانه گویا از باورهای فلسفی کهن ایرانیان است و رازی در این زمینه  گویی تحت تاثیر باورهای باستانی ایرانی بوده است. "ابن حزم" در کتابش "الفصل" مینویسد:

"مجوس را اعتقاد بر این است که خالق عالم یعنی اورمزد و ابلیس :یعنی اهرمن و گاه : یعنی زمان و جای : یعنی مکان و خلا و توم : یعنی جوهر یا هیولی یا سرشت یا خمیره, [این]پنج [چیز] قدیمند"  

مسعودی نیز در کتاب "التنبیه و الاشراف" تایید میکند که این پنج قدیم از باورهای کهن مجوس بوده اند.

هیولی نخستین یا ماده مطلق که نوری معنوی و نامرکب(فاقد اجزا) است در واقع منبع ارواح انسانهاست که آنها(ارواح انسانها) هم فاقد اجزا و نامرکب, روحانی و از جوهر نور هستند . این نور خالص یا هیولی مطلق نوریست که از انوار خدایی سرچشمه میگیرد. ولی در کنار این نور همچنین تاریکی وجود دارد و از همین تاریکیست که روح حیوانات آفریده شده است که مرتبه ای پستتر از روح انسانی دارند.  

شاید نیازی به گفتن نباشد که این گونه بخش بندی به "نور" و "تاریکی" نشان از گرایش رازی به جهان بینی "آیین مانی" داشته است. به راستی برخی پژوهندگان فلسفه رازی یاد آوری کرده اند که رازی نه همان از این آیین تاثیر برگرفته بود بلکه  به گونه ای در پی احیای این جهان بینی -این بار نه در فرم یک دین باستانی بلکه با شکل و شمایل فلسفی-  بود. البته نمیتوان رازی را پیرو آیین مانوی دانست چه اصول اخلاقی این آیین با نگرش رازی به اخلاق جور درنمیاید ولی اینقدر هست که رازی گرایشی به این ثنویت مانوی داشته است.

 یاد آوری این نکته هم ضروریست که به محض پذیرش اینکه این ۵ چیز قدیم هستند, رازی در برابر باور های اسلامی-توحیدی که یگانگی و بی شریک بودن آفریدگار را میاموزانند میایستد.

آرمان و غايت فلسفه :


متدلوژي تجربه گرايانه و اتكاي رازي بر عقل باعث ميشود كه او نظر خوشي نسبت به وحي و الهام و به اديان نداشته باشد. به راستي رازي "فلسفه" وتعقل را همانا "رستگاري
" انسان و مايه آزادي او ميداند. رازي ميگويد كه روح گرايشي دايمي دارد كه با اجسام درآميزد و بدينگونه با ماده بپيوندد تا به لذات محسوس دست پيدا كند. ولي خداوند "خرد" را آفريد تا روح را از اين خواب غفلت بيدار كند تا روح خود را از ماده جدا كرده و از لذايذ عقلاني بهره ور شود. بدينگونه با تعقل وفلسفه ورزي انسان ميتواند به كنه حقايق دست پيدا كند و از اين راه بر درد و رنج حاصل از ناپايداري و تغيير پذيري مداوم اين جهان مادي فائق آيد. فلسفه به ما مياموزد كه اين جهان مادي جهاني راستين نيست و حقيقت اصلي همانا روح جدا از ماده است. بدینسان هنگامیکه همه ارواح تفلسف ورزند از قید این جهان مادی رها میشوند و به  جهان راستین میروند. در این مرحله جهان مادی نابود و ناپدید میشود و ماده  که اکنون از ذات روحانی خویش به دور افتاده است دوباره به صورت نخستین خویش یعنی همان ماده نخستین برمیگردد.

مسئله خیر و شر:

باري رازي در دوران عمرش بعنوان يك پزشك آن اندازه درد و رنج ديده بود كه به بدبيني روي آورد و معتقد شود كه در جهان "شر" بسيار بيشتر از "خير" وجود دارد. وحتا "لذت" را به گونه اي منفي "خلاصي از رنج" تعريف كند! بنابراين "رنج" و خلاصي از آن عناصري كليدي در چشم انداز فلسفي او هستند.

رازی علیه اصل جنبش ارسطو :
دیدیم که رازی معتقد بود که ماده قدیم (ازلی) است. این اندیشه رازی با اصل جنبشی ارسطو که میگوید اجسام مادی ساکنند و برای حرکت به محرکی نیاز دارند همساز در نمیاید. چرا که در این صورت چیزی از پیش باید ماده را به حرکت وادارد پس ماده نمیتواند قدیم باشد. بدینگوه رازی باید نشان دهد که حرکت در ماده ذاتی و وابسته به قواعد درونی آن است
رازی در رساله "
اثبات اینکه اجسام خودشان حرکت میکنند و حرکت ذاتا متعلق به آنهاست
 " بحث در این باره را پیش میکشد. او میگوید که تمام اجسام ذاتا به سوی پایین و مرکز زمین حرکت میکنند در حالیکه ارسطو معتقد بود که اجسام بر حسب ترکیباتشان به بالا و پایین حرکت میکنند مانند بخار که  رو به بالا و سنگ که رو به پایین حرکت میکند
اصل رازی در باره حرکت ذاتی اجسام بسیار به آنچه که امروز "اصل اینرسی" خوانده میشود نزدیک است و میتوان گفت که رازی به صورتی از اصل اینرسی دست یافته بود.

به هر روی رازی خاطر نشان میکند که ماده نمیتواند در فضایی پر شده با ماده حرکت کند و بنابراین باید که جایی خالی برای حرکت ماده وجود داشته باشد و وجود فضای تهی برای حرکت ماده ضروری به نظر میاید. با این حساب رازی با یک اصل ارسطویی دیگر هم در فلسفه طبیعی مخالفت میکند: زیرا ارسطو مخالف وجود فضای تهیست و حتا دموکریتوس را برای چنین اعتقادی مورد نقد قرار میدهد.

از نوشته های رازی:

تشریح آبله:

"آبله هنگامی ظاهر میشود که خون تخمیر شده و آلوده میشود که به دفع بخار منتهی میشود. بنابراین خون [در بدن جوانان] به خونی غنی تر که رنگ شراب کهنه را دارد تبدیل میشود. در این مرحله آبله همانند "حبابهایی در شراب "( یعنی تاولها) خود را نشان میدهد. این بیماری میتواند در سنین بزرگسالی نیز پدید آید....."  

در اخلاق پزشکی:

هدف پزشکی انجام کار نیکو است. حتا درباره دشمنانمان ..... چرا که آن برای سود و آسایش همه انسانها آفریده شده است. و خداوند پزشکان را سوگند داده است که درمانهای دردناک را درباره بیماران به کار نگیرند." 

درباره ادیان:

" ادیان و مذاهب علت اساسی جنگ‌ها و مخالفت با اندیشه‌های فلسفی و تحقیقات علمی هستند. کتاب‌هایی که بنام کتابهای مقدس و آسمانی معروف‌اند ، کتب خالی از ارزش و اعتباراند و آثار کسانی از قدما مانند افلاطون و ارسطو و سقراط خدمت مهم‌تر و مفیدتری به بشر کرده‌است."