زندگی

طنز

سر پوقانه ها حساب کنيم

 

هارون يوسفی

زود يک ديگر انقلاب کنيم

باقی ملک را خراب کنيم

با مزاح شعار آزادی

خلق را بيشتر عذاب کنيم

کسی از ما گر انتقاد کند

کافرش در چهار کتاب کنيم

در مقامات عمدهء دولت

دزد ماهر تر انتصاب کنيم

زهر در آب ديگران ريزيم

جام خود را پر از شراب کنيم

ديگران را به جبهه بفرستيم

خود ما چارپلاق ، خواب کنيم

از برای فريب يونسکو

کنفرانس منفرانس باب کنيم

هر مجاهد نمای خاين را

به دو تا مجلس انتخاب کنيم

بانوان را قفس نشين سازيم

نام اين وضع را حجاب کنيم

انفلاقی به راه اندازيم

سرپوقانه ها حساب کنيم

فکر کردن چه کار می آيد؟

تا که باشد توان، شتاب کنيم

ثروتی دست و پا اگر شد، خوب

گر نشد ديگر انقلاب کنيم

 

پارلمان بازی

هارون يوسفی

بر در ملک پارلمان آمد

راست پرسی بلای جان آمد

يکی از بلخ و ديگر از کابل

به نماينده گی مان آمد

آن که در کله ميخ می کوبيد

جای زندان به پارلمان آمد

با تيمم به دست خون آلود

پارلمان گفته نغمه خوان آمد

رأی با ميلهء تفنگ گرفت

گرگ ديوانه چون شبان آمد

آن که راکت به خانه ها می زد

چه شد اين گونه مهربان آمد

آن که  طالب پچق  تخلص داشت

دست در دست طالبان آمد

زين معما شما چی می دانيد؟

گنگ در نقش نکته دان آمد

کور را ذره بين لقب دادند

کر خبر چين و پاسبان آمد

حرف کوته ، به پارلمان بازی

آن که بايد نيايد ، آن آمد

 

عاشق  سوته کراسی

هارون یوسفی

 

اگر تا انتخابات زنده باشم

به ملا و قومندان می دهم رأی

به آن که روی مکتب را نديده

به آن سرخيل دزدان می دهم رأی

وطن را چند تن کردند برباد

به هريک از دل و جان می دهم رأی

نبايد باسوادی سربرآرد

به يک نادان دوران می دهم رأی

به آن که ميخ را در کله ها کوفت

پکول دارد يا تنبان می دهم رأی

به آن که به شهر کابل ما

زده راکت فراوان می دهم رأی

به آن که داد حکم کشت خشخاش

به جای سير و بانجان می دهم رأی

برای آن که از قاچاق خشخاش

خريده باغ و بستان می دهم رأی

به آن مأمورد رشوت خور که دارد

شکم مانند انبان می دهم رأی

به نرادی که آدم کشته بسيار

نرفته هيچ زندان می دهم رأی

به آن رهبر به جان کودکستان

که راکت کرد چالان می دهم رأی

به آن که بهر کرسی صدارت

جهانی کرد و یران می دهم رأی

به کانديدای مسجد سوزها هم

که سر ميبُرد آسان می دهم رأی

برای آن  که روزی کشوری را

چو باران داشت گريان می دهم رأی

برای آن که مردم را گريختاند

به پاکستان و ايران می دهم رأی

به آن مردی که از آن ديگران بيش

دهن بشکست و دندان می دهم رأی

به آن که زور خر را گر ندارد

زند محکم به پالان می دهم رأی

وطن دار گر تو پنهان می دهی رأی

خودم پيدا و پنهان می دهم رأی

منم يک عاشق سوته کراسی

به آن سوته کراتان می دهم رأی

23-08-2005 لندن