زندگی ققنوســی برای اجرای نغمه های متـفاوت

zendagi_com@hotmail.com

فرهنگی ، ســیاسـی ، اجــتماعی

 

 

رسانه های تصویری

 افغانی و ایرانی -TV

wmp logo30    

افغانستان در مطبوعات جهان

رادیو بی بی سی دری

رادیو بی بی سی پـشتو

رادیو صدای امریکا دری

رادیو صدای امریکا پـشتو

دویچه ولی-رادیو المان

دیگــر سـایت هـا

گنج شایگان

فرهنگ الکترونیک

 انگیسی به فارسی

 فارسی به انگلیسی

زبان فارسی-دری

پوهاند داکتر جاوید

 الفبا ی دری

بحثی در مورد مثنوی مولا نا

از ديدگاه روانشناسی

بی همه گان به سر شود

رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند

گفتم غم تو دارم  گفتا غمت

 

شــیطان آمد

فانی

در ایستگاه آخر

 

گــروگـان

 

ناوگان وسواس

 

نردبان آیینه

سـهم بیشتر

 

  حریم عشق -  آدرس جدید

تاج محل

  زینت نور

  دوباره

انجیلا پگاهی

نگاه

کامپیوتر

موسیقی

نامه بر دری

 

 

 

دموکراسی وبازار آزاد با کله کشک آورده نمیشه

تانگ و توپت را گرفته راست و سیده از در بی دروازه داخل شو مثل دیگران

 

  2009شماره ویژۀ آخر سال

رقص جالب بندری

طنزوانواع آن ازنگاه فلاسفه

 

 

 

                                 ظنز

زن را بزن

  کفنم از سان سفید پاکستانی نباشد. آن را گشاد تر بدوزید تا دل تنگی های دنیا درگور تنگ، اذیتم نکند. اگر مفتی مجلس، فتوا داد، کفنم نکنید. سان سفیدم را بدهید به یتیمان خیمه نشین، که تنبان بدوزند تا سرمای سرمایه، مادرزادی های شان را نوش جان نکند.  

                                           منظور سلام است

 

. عقاید نویسندگان لزومآ نظر " زندگی " نمی باشد

 

پدر و پسر آدمخور

 

پدر و پسر ی که هردو آدمخور بودند در جنگلی به دنبال طعمه می گشتند که چشم شان به کودکی خورد .پدر با خوشحالی فریاد زد اونه بیا که بخوریمش.پسرش گفت ،پدر جان ببین چقه خورد است ،هیچ گوشت نداره ،نی ، ایره نمیخوریم .

چند ساعت بعد پدر که بسیار گرسنه شده بود چشمش به پیر زنی افتاد و به عجله بطرف او دوید.بازهم پسر ممانعت کرده گفت پدر جان ببین چقه پیر است ،هیچ از خوردن نیس فقط پوست و استخوان داره و بس.پدر باز آهی کشیده براه ادامه داد. اینار چشم پسر به یک دختر زیبا ، جوان ، خوش اندام و گوشتی افتاد و چیغ زد بدو پدر که یافتم.هردو نفس سوخته و شُش پخته نزدیک دختر رسیدن و پسر گفت پدر چی سیل داری؟ شروع که بخوریمیش!. پدر گفت بچیم ببین حیف  نکده که ایره بخوریم ،ایره میبریم خانه و بجایش مادرته می خوریم .

 

یکی بود یکی نبود

مونالیزا بعد از یک هفته در امریکا

بعد                       قبل

یک لیس میتی یا ناتو ره بجانت صدا کنم

 

خر جان ،آرزده و جگر خون مالوم میشی؟

پرسان نگو ،کم مانده دلم بترقه ،

کار و بار خودم کم بود که حالی باید بار اشغاله نیر ببرم

 

 کابینۀ ما تکمیل است و از شما چطور!؟....

معمای جالب عشق لیلا و جنون

یک قول گوره خری که ....!

" این بلا شاید ز نسل گژدم است"

 

دا زموژ زیبا وطن

ساعت و تقویم

گوگل دری

 

گنجینه دانش

کامپیوتر

داشته ها و اصطلاحات آن

 

مولوی 

رودکی

ابونصر فارابی

ابوريحان بـيـروني

 

ابن سینا

ابر مرد خرد گرا

ابوبکر محمد

 بن زکريای رازی

 

حضرت بـــــیدل

 
نشر پـیام های تبریکه ، تسلیت، اعلانات و ساخت سایت به قیمت های مناسب پذیرفته میشود   

استفاده از مطالب و عکسهای زندگی "  با ذ کر نشانی مأ خذ مانعی ندارد